دوکلمه حرف حساب با بیماران سرطانی

لازم نیست مثل قهرمان ها رفتار کنید

درِ اتاق معاینه بسته می‌شود؛ پزشک به آزمایش‌ها نگاهی دوباره می‌اندازد و با صدایی رسا می‌گوید: «شما سرطان دارید!» شنیدن این جمله برای خیلی‌ها خیلی سخت است. برای شما چطور .... ؟



اکثر مردم پس از شنیدن چنین خبری دچار یأس و درماندگی می‌شوند. بخشی از این احساسات مربوط به ماهیت مرموز و کشنده بیماری سرطان است و بخشی دیگر به دلیل ناآگاهی در چگونگی برخورد با این بیماری ایجاد می‌شود. برخی بیماران مبتلا به سرطان هیچ‌وقت در رابطه با چنین افکاری با پزشک معالج خود صحبت نمی‌کنند چون فکر می‌کنند این صحبت‌ها موجب تغییر شیوه درمانی می‌شود که پزشک برای آنها در نظر گرفته است. البته این عقاید کاملا نادرست هستند و ثابت شده که بهبود اوضاع روانی بیمار موجب بهبود پاسخ به درمان و نیز بالا رفتن کیفیت زندگی او خواهد شد. نیازهای روحی روانی هر فرد کاملا متفاوت با افراد دیگر است. این نیازها بسته به سن، میزان روابط احساسی با خویشاوندان و دوستان و نیز نوع شخصیت افراد مختلف، متفاوت هستند. مثلا جوان 25 ساله‌ای که مبتلا به سرطان شده، خود را با هم‌سن و سال‌هایش مقایسه می‌کند که سالم و سرحال زندگی می‌کنند اما اشتغال ذهنی بیمار سرطانی 75 ساله روی وضعیت زندگی خود پس از ابتلا به این بیماری است. فرزندان بیمار 75 ساله احتمالا زندگی مستقل خود را دارند و حتی ممکن است همسر این فرد هم فوت کرده باشد. به همین دلیل بیماران مسن معمولا نگران این مساله هستند که هیچ کسی را ندارند تا از آنها نگهداری کند. به هر حال با تمام این تفاوت‌ها سرطان روی همه مبتلایان و نزدیکان آنها آثار روانی متعددی به جای می‌گذارد و باید بدانیم احساساتی مثل غم و ناامیدی در چنین موقعیتی کاملا طبیعی هستند. زندگی پس از ابتلا به سرطان هیچ‌گاه مثل زندگی قبلی فرد نخواهد بود اما این به آن معنا نیست که زندگی با ابتلا به این بیماری متوقف می‌شود.باید به کمک تیم درمانی مشکلات روانی فرد به‌طور هم‌زمان با مشکلات جسمی فرد درمان شوند.


برای حفظ روحیه چه‌کار کنیم؟

پس از تشخیص سرطان، احساسات مختلفی مثل استرس، اضطراب، ترس و افسردگی به بیمار هجوم می‌آورند. حتی درمواردی که فرد بهبود می‌یابد، ممکن است آثار روانی بیماری همچنان پابرجا باقی بماند. برای مقابله با این عوارض مهم و ناخواسته، بعضی از راهنمایی‌های زیر ممکن است مفید واقع شوند:

1 - ناراحتی کاملا طبیعی است:

 نزدیکان بیمار و تیم درمانی باید به او اطلاع دهند که از این به بعد احساسات روانی ناخوشایندی را تجربه خواهد کرد. البته مهم‌تر از این اطلاع‌رسانی آن است که بیمار بداند این احساسات کاملا طبیعی هستند و نوعی واکنش‌ به بیماری لاعلاج وی محسوب می‌شوند. بیمار باید یاد بگیرد که لازم نیست مثل قهرمان‌ها رفتار کند و از اضطراب و ترس یا افسردگی خود شرمنده باشد چون حتی سرسخت‌ترین افراد هم در چنین موقعیتی نیازمند گفتگو با دیگران در مورد بیماری و مرگ احتمالی خود هستند. اگر چه آگاه کردن بیماران می‌تواند نقش مهمی در ثبات روحی آنها داشته باشد اما شرط کافی برای انطباق با شرایط جدید نیست. به بیان دیگر هر فرد سرطانی باید ارتباطی منظم با گروه‌های روان درمانی و نیز روان‌پزشک خود داشته باشد. شرکت در چنین جلساتی این امکان را به بیمار می‌دهد تا با مشکلات روانی که در سیر بیماری برایش ایجاد می‌شوند برخوردی درست و حساب شده داشته باشد.

2 -احساسات خودتان را می‌توانید با فعالیت‌های هنری بروز دهید :

ابراز احساسات از طریق کارهای هنری باعث سبک شدن بار هیجانی فرد می‌شود. عکاسی، نقاشی، نواختن موسیقی یا هر نوع فعالیت هنری دیگر کمک بزرگی به فرد بیمار می‌کنند. این شیوه بیان احساسات به فرد اجازه می‌دهد تدریجاً به آرامش روحی دست پیدا کند.


3 - از تجربیات دیگران استفاده کنید:

بعضی از بیماران سرطانی که بهبود یافته‌اند یا برخی نزدیکان افراد سرطانی مقالات و کتاب‌هایی در مورد داستان زندگی خود و نحوه برخورد با این بیماری منتشر کرده‌اند. مطالعه این تجربیات برای فردی که مبتلا به سرطان شده بسیار سودمند است. در واقع، این احساس که بیماری سراغ افراد دیگری هم رفته و آشنایی با برخوردهای مختلف در برابر این بیماری، فرد را قادر به مقابله بهتری با آن می‌کند.

  منبع : Cancer Care &Prevention

ترجمه دکتر بهاره مرتضی زاده

 

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
گروه بمانی

سلام تبریک میگم به وبلاگ خوبتون به سایت ما هم سر بزنید خالی از لطف نیست

خانوم معلم

باسلام بر شما من خودم الان دارم دوران شیمی درمانی رو میگذرونم البته دکترها میگن زود پیگیری کردی و این خیلی خوبه خوندن مطلب شمامنو آروم تر کرد امیدوارم سلامت و شاداب باشید

امروزه بیشتر سرطانها درمان دارن شما از مرگ حرف می زنین امیدوارم هیچ بیمار سرطانی این مطلب رو نخونه