ثانیه هایی برای بودن . . .

 

 

 

اولین باری که حس کردم یه توده ی کوچیک تو سینه ی سمت چپمه رفتم سنوگرافی دادم. در کمال تعجب دکتر بهم گفت خانم شما سینه ی چپتون کاملا تمیزه و مشکلی نداره ولی من یه توده تو سینه ی راستتون مشاهده می کنم. بهتون پیشنهاد میکنم سریعا اف ان ای بدهید.

به پیشنهاد دکتر سنوگرافم رفتم و بیوپسی(نمونه برداری سوزنی) دادم .

.

.

حدودا یه هفته منتظر جواب بودم !  

.

.

آزمایشگاه : سلام گوشی خانم ...

من : بله

آز... : شرمنده خانم نمونه گیری شما ظاهرا با مشکل مواجه شده دکتر اصرار دارند مجددا از شما نمونه گیری به عمل بیاد حتما تشریف بیارین لابراتوار !

من : چه تاریخی ؟

آز... : هر چه سریعتر بهتر !

 

پ ن :

خانمی به من ایمیل زده بود که شیش ماهه سینه ام درد می کنه ولی جرات ندارم برم دکتر!  خب از نظر هر کسی این ترس طبیعیه ولی می دونید می خوام چی بگم؟

از نظر مسیر درمان سرطان ۴مرحله داره که مرحله ی یکش از همه خطرناک تره . اینکه یک بیمار در کدام مرحله اش قرار داشته باشه بستگی به یک فاکتور مهم و حیاتی داره و اون اینه که :

 " این شخص کی تصمیم بگیره بره خودشو به یه دکتر نشون بده" و همینو بس! اگه زود بره و تشخیص داده بشه که در مراحل ۳ و ۴ هست خدا یه شانس دوباره بهش داده ولی اگه خدای نکرده در مراحل ۱و ۲ باشه دیگه اوضاع فرق میکنه! و گوش شیطان کر در بدنش پخش شده و پروسه و فرآیند درمانش خیلی خیلی طولانی تر میشه . پس با درمان به موقع و زود هنگام اول از همه به خودمون کمک کنیم! 

 از نظر ما آسیایی ها دکتر رفتن کار بچه قرتی هاس خیلی می شنویم از آدمای دور برمون که میگن: ما سالی یک بار دکتر هم نمیریم! آره عزیز من ولی زندگی پر از احتمالاته خدایی نکرده یک سلول سرطانی در بدن یکی از شماها باشه تشخیص نمیده  این پسر اقای فلانیه یا دختر فلان مدیرعامله یا زن آقای ایکس یا ایگرگ هستش نه عزیزم بیماری کاری به این کارا نداره بلکه مث خوره میوفته به جون آدم پخش میشه و توی نوعی همین که چش باز کردی می بینی گوش شیطان کر ، زبونم لال . . . .  پس ؟  . .

پس ازتون خواهش می کنم ۶ ماه یکبار ( یا حداقل سالی یک بار) به دکتر برید باور کنید اسم سرطان بد در رفته وگرنه اونقدرهاهم که فکر می کنید بیماری خطرناک مرموزی نیست به خصوص سرطان سینه که تو علم پزشکی به "سرماخوردگی" مشهور شده .

پس مدیون تون می کنم اگه به خواهر زاده، برادر زاده، خاله، عمه، زنتون،دختر عمه،نامزد دختر خاله، دختر دایی، دختر عمو، زن دایی، زن عمو، مامان، مامان بزرگ، زن همسایه، زن بابا، دوست دخترتون، منشی شرکتتون، همکارتون، و تمامی مادینه های  دور برتون  واسه چکاب ۶ ماهه اطلاع رسانی نکنید. خدا وکیلی مدیون می کنم هااااااااااااااا 

درمان سرطان فقط بستگی به زود و دیر فهمیدنش داره پس به خاطر ترس های بیخود و بیجا شانس زندگی را از خود نگیرید  بنده پارسال همین موقع واسه خودم داشتم زندگی می کردم هیچ فکر نمی کردم طی شش ماه به سرطان مبتلا میشم و مجبورمیشم باهاش مبارزه کنم (زبونم لال) شاید واسه یکی از عزیزای دور و برمون در پیش باشه .

این توصیه واسه همه مونه! همه!چه اونایی که سالمن و چه اونایی که خدایی نکرده یه

مشکلی دارن!

بنده ۵ روز بعد از متوجه شدن توده در سینه ام رفتم سنوگرافی دادم ( ۵ روز تاخیرشم به خاطر تعطیلی بود وگرنه همون روز می رفتم)  حالا بماند ۴ ماه درمانم به خاطر سهل انگاری های پزشک آشنامون عقب افتاد ولی در کل من زود فهمیدم وگرنه در تمام بدنم پخش میشد و . . .

از وب روزهایم با سرطانhttp://a91.blogfa.com

 

/ 0 نظر / 36 بازدید