افکار و احساسات عمومی بیماران

افکار و احساسات عمومی بیماران در انتظار نتیجه آزمایشات هر روز یک قرن به نظر

می رسد. 

با نزدیک شدن زمان مراجعه به بیمارستان ممکن است بیش از پیش مظطرب شوید. اگر نتیجه ی آزمایش آماده نباشد ممکن است فکر کنید پزشک یا بیمارستان شما را به حال خود رها کرده است. در این صورت تا ملاقات بعدی همچنان مضطرب باقی خواهید ماند.

با آغاز درمان ممکن است بخواهید درمان را سریع تر ادامه دهید و احساس می کنید تأخیر در این کار شما را ناامید و دلسرد می کند.

بیشتر سرطان ها آنقدر سریع رشد نمی کنند که چند هفته فاصله بین زمان تشخیص تا آغاز درمان تأثیر دراز مدتی در نتیجه ی کار داشته باشد. بنابراین در مورد انتخاب راه ه ای درمان با خیال راحت فکر کنید.

در این دوران رابطه ها خیلی مصنوعی به نظر می رسند.

شریک عاطفی شما یا درگر اعضای خانواده و دوستان نزدیک تان مطمئن نیستند که این دوران چگونه می توانند به بهترین نحو از شما حمایت کنند. آنها نگرانی های خود را دارند و شاید نخواهند شما را بیشتر نگران کنند.

خود شما هم نمی دانید آنها چگونه می توانند بهترین حامی شما باشند. اغلب افراد می گویند در این دوره ی ناپایدار حالت روحی شان ثبات ندارد. اما برای کسی که به شما نزدیک است همین حالت هم می تواند منشأ اضطراب باشد. گفتگو با کسی که از نظر عاطفی چندان درگیر ماجرا نیست یا کسی که ارتباط خیلی نزدیکی با شما ندارد می تواند بسیار مفید باشد.

برای دیگر افراد خانواده تان هم شاید بهتر باشد همین طور رفتار کنند. شاید هم نخواهید افراد خانواده پی به بیماریتان ببرند. در حالی که نگه داشتن این راز می تواند کار مشکلی باشد.

گفتن به آنها ممکن است در تصمیم تان مبنی بر اینکه چه کس دیگری باید بداند یا چگونه و یا چه وقت باید آن را بگویید، کشمکش های دیگری ایجاد کند.

همه ی این مسائل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

کاری که انجامش برای کسی مفید است ممکن است برای فرد دیگر نامناسب باشد.

بیشتر مردم در می یابند که شریک شدن در احساساتشان راه گشاست اما عده ای هم ترجیح می دهند مسائل پیش خودشان بماند.

به هر کجا می روید از طریق مطبوعات ، جراید و رادیو تلویزیون درباره ی سرطان بمباران می شوید و به نظرتان می آید با مردمی ملاقات می کنید که پیش خود می گویند "با کسی آشنا شدیم که دقیقاً همین مشکل را دارد."

به خاطر داشتن این موضوع مهم است که افراد با یکدیگر تفاوت رارند. به همین علت حتی اگر به یک نوع سرطان مبتلا باشند ممکن است درمان شان متفاوت باشد. دو نفر که با روش یکسانی درمان می شوند ضرورتاً با نتایج مشابه مواجه نمی گردند. مقایسه ی خودتان با فردی دیگر همیشه مفید نیست.

پرسش از افرادی که درباره ی سرطان اطلاعاتی دارند مانند شاغلین حرفه ی پزشکی در بیمارستانی که در آن تحت درمان قرار دارید می تواند راه گشا باشد. البته اگر به درمانگاه شلوغی بروید یا پرسش هایتان خیلی مشخص نباشد این کار دشوار خواهد بود. یکی از راه های پیدا کردن آنچه می خواهید بدانید و روش یافتن پاسخ هایتان، توانایی برقراری ارتباط با فردی است که مستقیماً درگیر زندگی شما نباشد.



سرطان پایان زندگی نیست

 

افکار و احساسات عمومی بیماران   در انتظار نتیجه آزمایشات هر روز یک قرن به نظر می رسد.   با نزدیک شدن زمان مراجعه به بیمارستان ممکن است بیش از پیش مظطرب شوید. اگر نتیجه ی آزمایش آماده نباشد ممکن است فکر کنید پزشک یا بیمارستان شما را به حال خود رها کرده  است. در این صورت تا ملاقات بعدی همچنان مضطرب باقی خواهید ماند.  با آغاز درمان ممکن است بخواهید درمان را سریع تر ادامه دهید و احساس می کنید تأخیر در این کار شما را ناامید و دلسرد می کند.  بیشتر سرطان ها آنقدر سریع رشد نمی کنند که چند هفته فاصله بین زمان تشخیص تا آغاز درمان تأثیر دراز مدتی در نتیجه ی کار داشته باشد. بنابراین در مورد انتخاب راه ه ای درمان با خیال راحت فکر کنید.  در این دوران رابطه ها خیلی مصنوعی به نظر می رسند.  شریک عاطفی شما یا درگر اعضای خانواده و دوستان نزدیک تان مطمئن نیستند که این دوران چگونه می توانند به بهترین نحو از شما حمایت کنند. آنها نگرانی های خود را دارند و شاید نخواهند شما را بیشتر نگران کنند.  خود شما هم نمی دانید آنها چگونه می توانند بهترین حامی شما باشند. اغلب افراد می گویند در این دوره ی ناپایدار حالت روحی شان ثبات ندارد. اما برای کسی که به شما نزدیک است همین حالت هم می تواند منشأ اضطراب باشد. گفتگو با کسی که از نظر عاطفی چندان درگیر ماجرا نیست یا کسی که ارتباط خیلی نزدیکی با شما ندارد می تواند بسیار مفید باشد.  برای دیگر افراد خانواده تان هم شاید بهتر باشد همین طور رفتار کنند. شاید هم نخواهید افراد خانواده پی به بیماریتان ببرند. در حالی که نگه داشتن این راز می تواند کار مشکلی باشد.  گفتن به آنها ممکن است در تصمیم تان مبنی بر اینکه چه کس دیگری باید بداند یا چگونه و یا چه وقت باید آن را بگویید، کشمکش های دیگری ایجاد کند.  همه ی این مسائل از فردی به فرد دیگر متفاوت است.  کاری که انجامش برای کسی مفید است ممکن است برای فرد دیگر نامناسب باشد.  بیشتر مردم در می یابند که شریک شدن در احساساتشان راه گشاست اما عده ای هم ترجیح می دهند مسائل پیش خودشان بماند.  به هر کجا می روید از طریق مطبوعات ، جراید و رادیو تلویزیون درباره ی سرطان بمباران می شوید و به نظرتان می آید با مردمی ملاقات می کنید که پیش خود می گویند "با کسی آشنا شدیم که دقیقاً همین مشکل را دارد."  به خاطر داشتن این موضوع مهم است که افراد با یکدیگر تفاوت رارند. به همین علت حتی اگر به یک نوع سرطان مبتلا باشند ممکن است درمان شان متفاوت باشد. دو نفر که با روش یکسانی درمان می شوند ضرورتاً با نتایج مشابه مواجه نمی گردند. مقایسه ی خودتان با فردی دیگر همیشه مفید نیست.  پرسش از افرادی که درباره ی سرطان اطلاعاتی دارند مانند شاغلین حرفه ی پزشکی در بیمارستانی که در آن تحت درمان قرار دارید می تواند راه گشا باشد. البته اگر به درمانگاه شلوغی بروید یا پرسش هایتان خیلی مشخص نباشد این کار دشوار خواهد بود. یکی از راه های پیدا کردن آنچه می خواهید بدانید و روش یافتن پاسخ هایتان، توانایی برقراری ارتباط با فردی است که مستقیماً درگیر زندگی شما نباشد.    @[235956896448733:274:سرطان پایان زندگی نیست]

Lik

/ 1 نظر / 19 بازدید
هادی

بیماری،طنین کلام خدا در بدن مبارزۀ فیزیكی بر علیه بیماری احمقانه ترین مبارزۀ بشر است . ھر درد ی ، سخن خداوند با صاحب درد می باشد از درب وجود و ھیكل بیمار . و این نزدیك ترین و بیواسطه ترین رابطۀ خدا با بشر است . لذا نبرد برعلیه ھر دردی نبرد بر علیه خدا در خویشتن است . بلكه بایستی به درد گوش داد و ھوش داد و آنرا شنید و فھمید و پاسخ گفت . یعنی ھر دردی ھمانا وحی تن است : طنین كلام خدا در بدن است . از کتاب " درد خدا " استاد علی اکبر خانجانی ---------------------------------------------------------------- علل بیماریها آنچه كه در قلمرو دانش پزشكی بیماری نامیده می شود عموماً یا علائم بیماری است و یا میوه ھای دردناك آن و نه خود بیماری . و كل دانش و فن پزشكی فقط تلاش می كند كه این علائم را محو و منھدم سازد و عوارض آزار دھنده اش را فقط تسكین دھد كه این تسكین در موفق ترین حالتش نیز موقتی است . در جریان این تلاش تنھا چیزی كه عملاً رخ می دھد پیچیده تر شدن و مزمن تر شدن بیماری است و از دست رفتن سرنخ ھای اولیه اش . و آنچه كه به لحاظ روانی برای بیمار در جریان این نوع معالجات رخ می دھد فرار از ع