حمایت ازبیماران سرطانی


اطلاع رسانی به مردم در خصوص این بیماری و درخواست کمک به بیماران نیازمند

 

قصد دارم خاطرات چند سال پرستاریم از بیماران سرطانی را  به مناسبت روز پرستار برایتان باز گو کنم.  هیچ وقت خنده خانم شرقی از یادم نمی رود با وجودی که سرطان سینه داشت وشیمی درمانی می شد توانست با سن 45 سال لیسانس روانشناسی بگیرد همیشه در میهمانیهای خیریه کمک به سرطانی شرکت و جهت بیماران نیازمند کمک جمع آوری می کرددر موقع شیمی درمانی باید از طرفی رگ می گرفتم که سینه سالم دارد بنابراین همیشه مجبور بودم از یک دست رگ بگیرم خوب معلوم است بعد چند ماه رگ گرفتن از آن دست که رگ سالم ندارد  خیلی مشکل دارد و کار هر کسی نیست همیشه التماس دعا داشت که رگش را بگیرم یادم است شعر دیگه این دست برای تو دست نمیشه را برایش می خواندم و رگش را می گرفتم برای همین ارادت خاصی بمن داشت همیشه در موقع رگ گرفتن مثل یک مادر که نگران آن است نکند فرزندش ناراحتی بکشد سعی می کردم تا در اولین بار بتوانم رگ بگیرم و همیشه چشمان خانم شرقی را که از اعماق وجودش از من تشکر می کرد از یاد نمی برم آری این دعاهای بیماران از ما را به انجام کارمان تشویق می کند بالاخره بعد از چند سال خانم شرقی با ویلچر و حال زاردر بخش بستری شد در نگاهش مرگ را دیدم آن روز را یادم نی رود که برای آخرین که رگش را گرفتم او با نگاه تشکر همیشگی را کرد همش خدا خدا می کردم که  در لحظه مردنش من شیفت نباشم خلاصه در شیفت عصر همانروز فوت کرد. خدا بیامرزدش .همسر او در سال چند بار برای تشکر از زحمات چند سالمان و کمک به بیماران نزدمان می آید و از قول آن مرحوم می گفت که همیشه خانم شرقی شعرت را که دیگه این دست برای تو دست نمی شود را می خواند و خلاصه همیشه ممنون شما بود 

   + N.k - ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٧