لانس آرمسترانگ  یکی از برجسته ترین ورزشکاران جهان بود. این دوچرخه سوار آمریکایی در سال 2005 موفق شد برای هفتمین سال پیاپی به قهرمانی توردوفرانس دست پیدا کند، اما آن چه از او چهره یک قهرمان جهانی ساخته، نه مدال های طلا و مقام های ورزشی او، که مبارزه جانانه اش با سرطان است.آرمسترانگ در سال 1971 متولد شد. در سن 7 سالگی، اولین دوچرخه اش را از مادرش هدیه گرفت و 9 سال بعد، در سن 16 سالگی، به عضویت یک باشگاه آماتور در آمد. او در سال 1990 ، قهرمان لیگ آماتور ایالات متحده شد و دو سال بعد به عضویت باشگاه حرفه ای موتورولا در آمد. لانس در اولین رقابت حرفه ای خود، در بین 111 شرکت کننده، آخر شد. اما روحیه جنگندگی اش باعث شد تا دو هفته بعد در جام جهانی سوییس به مقام دوم دست پیدا کند. او تا سال 1996 ، به جز عنوان قهرمانی « توردوفرانس » ، انواع و اقسام عناوین جهانی را در کارنامه خود داشت. در همین سال بود که به مشکلات تنفسی دچار شد و پزشکان برایش تشخیص برونشیت را مطرح کردند. لانس دچار درد ضعف شدید شده بود و بعد از مدتی درد بیضه نیز به مشکلات ریوی او اضافه شد. وقتی برای اولین بار در سرفه هایش خون مشاهده کرد، به طور جدی، پیگیر بیماری خود شد و این چنین بود که بعد از انجام آزمایش هایی، تشخیص سرطان بیضه برای این قهرمان 25 ساله مطرح شد. از بد حادثه، سرطان از سطح بیضه فراتر رفته بود و به ریه ها، حفره شکمی، غدد لنفاوی مختلف و حتی مغز چنگ انداخته بود. پزشکان وخامت اوضاع را به آرمسترانگ گوشزد کردند و گفتند که امیدواری چندانی برای او در کار نیست. اما آرمسترانگ، جنگنده تر و امیدوارتر از آن بود که بخواهد به این راحتی تسلیم شود. او تمام مراحل درمان پیشنهادی پزشکان را یکی یکی طی کرد و در کنار آن به مطالعه همه جانبه درباره ماهیت بیماری خورد پرداخت. در نتیجه همین مطالعات شخصی بود که تصمیم گرفت برنامه غذایی اش را عوض کند. او در فاصله بین دوره های شیمی درمانی به تمرینات خود ادامه داد و مصمم بود که بعد از پایان درمان به مسابقات حرفه ای باز گردد. آرمسترانگ به بیماری خود نیز به چشم یک حریف حرفه ای نگاه می کرد و در مصاحبه ای به مجله تایم گفته بود : « احساسم در مورد بیماری، شبیه همان حسی بود که در یک مسابقه حرفه ای به آدم دست می دهد. اولش عصبانی شدم، بعد انگیزه پیدا کردم و تصمیم گرفتم که بهتر شوم و وقتی حس کردم که دارم بهتر می شوم، فهمیدم برنده شدنم نزدیک است. » در فوریه 1997 بود که آرمسترانگ فهمید، برنده شدنش نزدیک است. پزشکان او را معاینه کردند و اعلام کردند بدن او از سرطان پاک شده است ! 
 احساسم در مورد بیماری، شبیه همان حسی بود که در یک مسابقه حرفه ای به آدم دست می دهد. اولش عصبانی شدم، بعد انگیزه پیدا کردم و تصمیم گرفتم که بهتر شوم و وقتی حس کردم که دارم بهتر می شوم، فهمیدم برنده شدنم نزدیک است.لانس آرمسترانگ  
 او با تمام قوا به ورزش حرفه ای باز گشت. اما روزهای سختی در پیش بود. قوای جسمانی، چابکی و مهارت های ورزشی او به شدت افت کرده بود. باشگاه و حامیان مالی، قراردادهایشان را لغو کرده بودند و حاضر به تجدید آن نبودند. او مجبور شد به باشگاه دوچرخه سواری شرکت پست ایالات متحده بپیوندد و دستمزد سالیانه اش بیش از 80 درصد کاهش پیدا کرد. لانس، هرگز نا امید نشد و دست از مبارزه برنداشت، او در انتهای سال 1998 ، دوباره یکی از چهره های برتر دوچرخه سواری بود و بالاخره در تابستان 1999 ، مجددا در مسابقات توردوفرانس شرکت کرد. اگر چه کمتر کسی به موفقیت او در این مسابقات امید داشت اما آرمسترانگ، 7 دقیقه و 37 ثانیه زودتر از نفر دوم از خط پایان مسابقه عبود کرد و به آرزوی همیشگی خود رسید. به علاوه، او با سرعت رکاب زنی 25 مایل در ساعت، رکورد قبلی این مسابقات را نیز شکسته بود. این تازه اول راه بود. لانس برای چند سال آتی نیز قهرمان بی چون و چرای این مسابقات باقی ماند.آرمسترانگ در سال 2004، بنیانگذار یک تور دوچرخه سواری شد و آن را « تور امید » نامید. او همچنین موسسه ای با نام « بنیاد سرطان لانس آرمسترانگ » تاسیس کرده است که در زمینه افزایش آگاهی عمومی در رابطه با تشخیص زود هنگام و درمان سرطان فعالیت می کند. بیل ساپور تیو روزنامه نگار، هنگامی که شنید آرمسترانگ دچاره بیماری شده است، گفت : « لانس، دیوانه مبارزه کردن و برنده شدن است. من اگر جای سرطان بودم، حواسم را بیشتر جمع می کردم. » پایان  به امید شفای تمامی بیماران