چند روز پیش یکی از همراهان بیماران تعدادی سرم و دارو اضافه از بیمارش را اهدابیماران  بخش کرد داروها متعلق به آقای حسین شهرابی بود که حدودا"دو سال از بیماران این مرکز بود همیشه با خانمش می امد در یکی از جلسات کودک 5 ساله اش را دیده بودم واقعا"متاثر شدم که تکلیف آینده این پسر 5ساله چه خواهد شد.....باز بعد از حدود دو سال آقای رضا .... جهت درمان آمده بود بیاد مادر پیرش افتادم که همیشه غصه رضای 30 ساله اش رامی خوردو چون دلش پر بود دوست داشت بامن درد دل کندتا کمی سبک شودو یادم است که همیشه باو میگفتم اینقدر غصه نخور برای سلامتیتان خوب نیست همیشه ظهرها پشت استیشن پرستاری نماز می خواند و هیچگاه لحظه نیایشش را با خدا از یاد نمیبرم و همیشه گریه ام میگرفت در آن لحظه خدا را صد هزار بار شکر می کردم که فرزندانم صحیح و سالم هستند و چیزی جز سلامتی نعمتی بزرگتر نیست . باری این مادر از غصه فرزندش خود نیز مبتلا به سرطان معده آنهم از نوع متاستاسیک شد که بعد از 6 ماه شیمی درمانی درگذشت . هر بار که آقای رضا ...  را می بینم مادر پیرش بیادم میاید که از آن دورها هنوز نگران فرزندش است .خدایا هیچ مادری را شاهد بیماری فرزند قرار نده که بد آزمایشی است                                     آمین یارب العالمین