سه سال قبل ....۴ ساله بود....دختر ناز و خوشگلي که وقتي ما را با آن روپوشهاي سفيد ميديد...گريه را سر ميداد...


شقايق دختر کوچولوئي که هرگز با ما کلمه اي صحبت نکرد....يکسال بعد...او ساکت ترين بچه اي شد که تحت شيمي درماني قرار ميگرفت.....


انگار افسرده شده بود....نه لبخند ميزد...نه نگاهي به کسي ميکرد...تنها گاهي زير چشمي به سرنگهايي که داخل ميکروست پر و خالي ميشدند نگاهي ميکرد....


سال دو و سوم هم به همين منوال گذشت....تزريق ها ي وريدي غالبا از طريق پلي سايت انجام ميشد....و در کنارش تزريق داخل نخاعي ....متوترکسات + سيتارابين+هيدروکورتيزون....ادامه داشت.....


بيماري ALL ....پسر عمه شقايق هم همين بيماري را چندين سال قبل از شقايق گرفته بود...که متاسفانه اکنون جزء خاطره اي از شيطنتهاي با مزه اش در يادها نماند....


اما شقايق....يکماه قبل....دکتر اعلام کرد که اخرين نوبت تزريق داخل نخاعي را براي شقايق انجام خواهد داد....و نمونه قبل از تزريق به پاتولوژي ارسال ميشود....


و در صورت تاييد پاتولوژي ...شقايق ۷ ساله که اکنون در کلاس اول دبستان درس ميخواند...براي هميشه از اين بيماري خلاص يافته است.


لبخند همکارانم....والدينش....پزشک معالج....همه دال بر يک هديه از طرف خداوند بود....به همه ما.


يکهفته بعد پاتولوژي...جواب داد که نمونه مشکوک است....يک بار ديگر شيمي درماني داخل نخاعي به همراه ارسال نمونه انجام شد....


همه ما اکنون منتظريم...ببينيم....شقايق.....کوچولو....چه وضعيتي دارد....


عصر روز ارسال نمونه...مادرش تماس گرفت و گفت...شقايق تهوع و استفراغ دارد...برايش توضيح دادم که علت بیشتر روحی روانی است....با یک ارامبخش بر طرف میشود....


شقایق کوچولوی ما....اگر چه دو سالیست که گریه نمیکند....اما انگار در درونش غوغائی بر پاست....امیدوارم اینبار پاتولوژی....اعلام کند که هیچ گواهی دال بر بیماری وجود ندارد


» سامان ارين نژاد (نویسنده وبلاگ nurse.parsiblog.com)