حرفه  پرستاری به دلیل نوع کارش در مواجهه با انواع فشارهای روانی قرار دارد و زمانی که کمبود نیرو نیز به آن اضافه شود مشکل را دو چندان می کند . شاید  پرستاران گاهی اوقات بدترین لطمات روحی را از فوت برخی از بیماران می خورند و همواره در معرض کشنده ترین استرس ها قرار دارند که این امر موجب فرسایش بیش از حد پرستارمی شود.  پرستاری ، یکی از سخت ترین مشاغل است بیشتر مواقع  شاهد برخوردهای توهین آمیز از جانب بیمار و اطرافیان آنها هستند .

گسترش اضطراب و افسردگی در بین پرستاران به ضرر مردم و بهداشت و درمان جامعه است چون دقت کار پایین می آید و به دلیل خستگی ، فشار کار و کمبود نیرو کیفیت خدمات نیز پایین می آیند . پرستاران به دلیل عدم امنیت شغلی، نداشتن حقوق و مزایای کافی، مواجهه با بیماران آلوده به ایدز، ساعات کار طولانی و عدم توجه مسئولین، به مرور سلامت روحی و روانی خود را از دست می دهند. مرگ و بیماری تلخ ترین رخدادهای زندگی بشر است که پرستاران همواره در مواجهه با آنها هستند ، فشار وارده به پرستاران به دلیل شدت زیاد و معمولاً  یکی _ دو شب بیداری مستمر موجب فرسایش بیش از حد می شود. او که در بخش سرطانی بیمارستانی شاغل است می گوید: روزی که در کنکور و رشته مورد علاقه ام قبول شدم از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم ولی هرگز فکر نمی کردم که روزی این شغل مورد علاقه از من یک بیمار روانی و افسرده بسازد! تمام دو سالی که در بخش سرطانی ها در حال گذراندن طرح بودم به این فکر می کردم که آیا تمام کسانی که در این بخش کار می کنند احساس من را دارند یا این فقط من هستم که توان تحمل سختی ها را ندارم، اما کم کم متوجه شدم این پایان برای بسیاری از پرستارها تکرار شده است.

وقتی بیشترین ساعات زندگی ات را با بیمارانی می گذرانی که هر روز با مرگ دست و پنجه نرم می کنند، وقتی مجبوری به چهره آنها لبخند بزنی و تمام ناراحتی و غصه هایت را به درون خودت بریزی و دیگر فرصتی باقی نمی ماند که به خودت، زندگی ات، فرزند و ... فکر کنی و به این نتیجه می رسی که همه کار می کنند تا در زندگی از رفاه بیشتری برخوردار باشند ولی حرفه ما آن مختصر رفاه و  آرامش قبلی را نیز مختل می کند.

هر لحظه از زندگی یک پرستار پر از خطر است، به خصوص پرستارانی که در بخش های عفونی و سرطانی مشغول به کارند، یک اشتباه کوچک ممکن است به قیمت جانش تمام شود. احتمال مبتلا شدن به بیماری های روانی با شدت و ضعفی که بستگی به مقاومت فرد دارد درپرستارانی که در بخش های سرطانی مشغول به کارند افزایش میابد ، چرا که داروهای شیمی درمانی بیماران سرطانی بر روی آنها نیز تأثیر می گذارد.

متأسفانه جامعه شناخت درستی از پرستار و پرستاری ندارد . هر کس که داخل ایستگاه پرستاری باشد را (خانم یا آقای پرستار) صدا می زنند و انتظاراتی از آنها دارند که اصلاً به عهده پرستار نیست.

 همه از پرستار توقع دارند ، همه می خواهند او تحت هر شرایطی هویت فرشته سپیدپوش را حفظ کند، اما هیچ کس نمی خواهد باور کند که پرستارها فرشته نیستند ، آدمند و همه نیازهای یک آدم زنده را دارند ، آنها هم نیاز دارندکه استراحت کنند ، مثل خیلی از آدم های دیگر با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کنند و آنها هم نفس می کشند ، در نتیجه اکثر افراد در مواجهه با این قشر به دلیل ندانستن  مشکلاتشان  این حق را برای آنان قائل نیست که یک روز ناراحت باشند یا امیدشان را از دست بدهند و یا حتی خسته شوند.

شاید در قاموس حرفه پرستاری لبخند رضایت یک بیمار با ارزش ترین پاداشی باشد که به پرستار داده می شود ، اما این پرستار نمی تواند لبخند با ارزش بیمارش را جایی خرج کند ، نمی تواند با آن اجاره خانه اش را بپردازد و یا خرج تحصیل فرزندش را بدهد، این لبخند نمی تواند حافظ جان پرستار در برابر آلودگی های اطراف باشد، اما کسی نمی خواهد این موضوع را باور کرده و یا به آن توجه کند 


نگاه خسته اش را از پرونده بیماری به پرونده بیماری دیگر می کشاند، دو شیفت کار در بیمارستان باعث شده تا در ۳۵ سالگی ۵۰ ساله به نظر آید، برای او و همکارانش زندگی در بیمارستان و در کنار میکروب و ویروس و خلاصه هر بیماری لاعلاجی به نوعی عادت شده است. هر روز کارش را تکرار می کند، تزریق وریدی، کنترل فشار خون،اندازه گیری درجه تب ، تعویض پانسمان ، دادن داروی به موقع به بیماران و ...

باید باور کنیم که کار پرستاران کار پرخطری است  و آنها هرلحظه ممکن است در معرض آلودگی و ابتلا به یک بیماری خطرناک قرار بگیرند ، بیماری هایی مانند ایدز تابلو ندارند و ممکن است هر فردی که به دلیل وجود بیماری های دیگری در بیمارستان بستری می شود به این بیماری خطرناک هم مبتلا باشد.

پرستار با توجه به وظایفی که دارد با انواع بیماری ها رابطه مستقیم دارد، او موظف به انجام تزریقات وریدی و عضلانی برای بیمار است ، یعنی مستقیماً با عامل بیماری زا ارتباط دارد، پرستاران زن بیش از مردان در معرض خطرند ، چرا که آنها به دلیل انجام کارهای منزل احتمال بریدگی و یا ایجاد خراش در دستانشان بسیار زیاد است،  یعنی راحت ترین راه برای ورود ویروس ایدز به بدن.

مشکل اصلی پرستاران باید این باشد که پایه حقوقشان بسیار کم است به همین دلیل حتی اگر قانون متعارف در دنیا نیز در مورد آنها اجرا می شد باز هم مبلغ قابل توجهی نیست. در تعیین پایه حقوق پرستاران هیچ یک از استانداردهای جهانی در نظر گرفته نشده است، این در حالی است که در تمام دنیا ۲۶ شاخص برای تعیین سقف حقوق پرستاران وجود دارد.
از این شاخص ها می توان به سختی کار پرستاران، در ارتباط بودن او با عامل بیمارِی زا، تماس با بیماران روانی، کار در بخش های میکروبی بیمارستان و ... اشاره کرد.