تا کنون به این موضوع اندیشیده اید که خودتان را چقدر دوست دارید ؟ اشتباه نکنید ، این پرسش مربوط به پرسشهای خودخواهانه و متعارف نیست ، بلکه منظور دوست داشتن های وجود است ، وجودی که هر کدام از اعضای آن از بدو تولد تا به امروز بدون هیچ توقع وظایف خود را به درستی انجام داده اند و تا انجا که توانسته ایم از ان کار کشیده ایم ... ، آیا تا به حال به این فکر کرده اید که نبود یکی از این عضوها چقدر غم انگیز است و ما چعه توانمندی هایی را از  دست می دهیم ؟

هستند انسانهای بسیاری که نقص عضو دارند ؛ مانند نابینا ها که از دیدن محروم هستند و یا ناشنواها که هرگز صدایی نشنیده اند و صدا برایشان مفهومی ندارد . از این قبیل افراد در این دنیای بزرگ زیاد زیسته اند و خواهند زیست. آنها از انچه باید داشته باشند محروم هستند ولی هرگز این نقص ها باعث نشده که انها نتوانند زندگی کنند . انسان به داشته ها هر گز فکر نمی کند. ما آدمها عادت داریم به آنچه نداریم بیاندیشیم . آیا تا به حال فکر کرده اید که تک تک اعضای بدن ما احساس دارند ، و این حس چقدر به ما کمک می کند ؟ احساس درد در یکی از عضوها زنگ خطری است که را متوجه بیماری در ان ناحیه می کند .   

حتی در مورد احساس گیاهان میشه گفت که گیاهانی که به انها ابراز محبت می شود شاداب تر هستند و رشد بهتری دارند. گیاهان از موسیقی های ملایم لذت می برند . ساختار سلولی گیاهان نسبت به انسان بسیار ساده تر است ولی با وجود این ، محبت و دوست داشتن را احساس می کنند . می دانید چرا ؟؟؟

زیرا خداوند که عالی ترین مظهر عشق و مهربانی است ، تمام موجودات را با عشق آفریده و با سخاوت  تمام ، بزرگترین نعمت ها ، یعنی همان عشق معنوی و مهربانی را به انها عطا کرده است . باید بپذیریم نیرویی که در وجود ماست از ذره ذره سلول های ما به یک کل تبدیل شده که ان نیروی محبت و عشق است .


ایا تا به حال از چشمان کاوشگر و زیبا و قشنگتون تشکر کردید ؟ از بقیه اعضای وجود خود چطور ؟ فرقی نمی کند بیرونی باشند یا درونی ... همه ی انها اعضای یک خانواده هستند. تا به حال به این فکر کرده اید وقتی عصبانی هستید حتی شیوه راه رفتن تان با زمانی که آرام و شاد هستید فرق می کند ؟ چهره انسان بیان کننده حس درونی اوست ، پس نتیجه می گیریم تک تک اعضای بدنمان در مقابل احساسی که داریم واکنش نشان می دهد و این واکنش ها نشانه های وجود حسی است که درون تک تک این اعضاء وجود دارند.

اعضای بدن همیشه تحت تاثیر حالت های ما قرار می گیرند ، فرق نمی کند . این حالت شادی باشد یا غم و عصبانیت. وقتی یک فرد عصبانی شود، علاوه بر عضوهای بیرونی ، اعضای درونی هم واکنش نشان می دهند . در بعضی ها معده دگرگون می شود ، در بعضی دیگر قلب تحت تاثیر قرار می گیرد . واکنش درونی هر فرد با دیگری فرق دارد.

متاسفانه اکثر ادمها وقتی عضوی از بدن عزیزشان به درد می آید بجای نوازش کردن ان عضو و معذرت خواستن از ان عضو عزیز به خاطر بی توجهی و کشیدن کار زیاد، طلبکار هم هستند . مثلاً وقتی پایشان درد می گیرد، می گویند : باز درد این پای لعنتی شروع شد ، خسته شدم از بس که قرص مسکن مصرف کردم ... چرا به جای این همه ناسپاسی نسبت به این  عضو زحمت کش ان را نوازش نمی کنید و چرا از پای خود معذرت نمی خواهید ؟ باور کنید ؛ باور کنید نوازش دردتان را ارام می کند .

و اما تو ای بیماری که روزگار تو را به سمت امپولهای لوکس و شیک و گران کشانده و با سرطان و شیمی درمانی دست و پنجه نرم میکنی ؛ بدان که زنده کردن این روحیه در خودت حالت اضطرار پیدا کرده و حتماً باید اینگونه بیندیشی . به این موضوع جدی نگاه کن و آن را سهل نگیر . با تو هستم ؛ با خودت که برنامه ای منظم از یک رژیم شیمی درمانی توسط پزشک برای درمان بیماری ات تجویز شده . تو علاوه بر مصرف منظم این داروها ، باید سراغ کارهای شادی بخش و انرژی ده برای خودت بروی و با زنده کردن روحیه عشق و محبت در دلت ؛ اثر بخشی ان داروها را دوچندان و عوارض جانبی داروها را به نصف برسانی . پس با این حال فقط 30 درصد درمانت را پزشک در اختیار دارد و 70 درصد درمان دست خودته .

برای اینکه این روحیه را به عمل تبدیل کنی؛ هر کاری را که خودت میدانی به شادابی ات کمک میکنه انجام بده . اگر خردسال هستی با کشیدن نقاشی هایی با محتوای عشق به زندگی ، محبت پزشک و پرستاران و خانواده به تو ؛؛ و برای افراد بزرگتر شعر نوشتن با همین محتواها و گوش دادن به موسیقی بسیار کمک کننده است . اگه هم دسترسی به کامپیوتر و اینترنت داری پس برای خودت یک وبلاگ درست کن و در ان خاطرات و شعر و دلگویه هایت را بنویس و حتماً از اهنگی شاد برای وبلاگت استفاده کن . با وبلاگ درست کردن تو محیطی را فراهم میاوری که بقیه از دل و احوال تو اگاه می شوند و نظراتشان را برایت می نویسند و با این کار خودت را در یک محیط اکتیو قرار دادی و این عالیه ؛ عالی .

 بیاید خودتان را دوست داشته باشید و هر روز از اعضای بدن خود تشکر کنید ، آنها را نوازش کنید ، از زیبایی هایشان تعریف کنید . با اینکار انرژی مضاعفی در بدن بوجود می اید و این عضو ها بهتر از سابق کار میکنند و کمتر دچار خستگی و درد می شوند ، چرا که حس می کنند شما انها را درک می کنید و خوب می دانید وجود هر یک از انها چه ارزشی دارد . ارزشی که نمی توان روی ان بهایی گذاشت و برای فهمیدن چگونگی کارکرد و پیچیدگی  ان؛ باید تا درجه فوق تخصصی ان عضو مطالعه کنی . تازه ان هم فقط برای یک عضو ؛ مثلاً فوق تخصصی خون یا فوق تخصصی ریه


  پس بدن خودمان را دوست داشته باشیم . به جای انتقاد کردن از شکم بزرگ خود، شکم تان را نوازش کنید و با ان از محبت بخواهید که دیگر چربی ها را انباشته نسازد ، بلکه انها را به انرژی تبدیل سازد و قول بدهید خودتان هم با کنترل هوس هایتان برای غذا خوردن ، با او همکاری کنید . شکم خود را تحسین کنید و از او بخواهید مانند گذشته شود . همیشه زیبایی هایش را برایش توصیف کنید . با دیگر اعضای بدن خود همین گونه برخورد کنید ، آن وقت متوجه می شوید دوست داشتن وجود خود چقدر به شما کمک می کند که کمتر اسیب ببینید و به لطف خداوند کمتر بیمار شوید . هرگز اعضای بدن خود را سرزنش نکنید . این شما هستید که به خاطر فشارهای زیاد این عضوها را بیمار می کنید و تازه طلبکار هم هستید.  محبت کنید تا محبت ببینید . وجود خود را دوست داشته باشید ، خودتان را نوازش کنید ، خودتان را ستایش کنید و بخاطر این نعمت هایی که خداوند مهربان به شما عطا کرده شکر گذار باشید .

اما بالاترین و خالصانه ترین ستایش ها را برای شکر گذاری از خالقی بگذارید که زندگی و هستی را همراه با زیبایی ها به ما ارمغان فرموده است . در پیشگاه این افریدگار مهربان زانو بزنید و خاضعانه بگوئید:

ای    هستی    مطلق     دوستت      دارم

و با تمام وجود

 سپاسگزار    و   شاکر   در بار   ملکوتی ات        هستم .