این چه حسی است که وقتی ار دلت میگی اینطور همه مشتاق اند ببیند در دلت چه خبر است براستی چرا کسی جرات اینکه بگوید در دلش چه می گذرد ویا تکلیفش با خودش چیست را ندارد بنظر باید خیلی جسور بود چون توانستی همه چیز و کنار بذاری با خودت روراست باشی که واقعا" کار هر کسی نیست زیرا خیلی از ما هنوز درگیر این قید وبند های زندگی شدیم واصلا" خودمان و خواسته امان در زندگی روزمره گم شده پس برای همینه که من بنظرم خیلی جسورم که توانستم با خودم رو راست بشم وبه حرف دلم گوش بدم وخوشحالم چون هیچوقت به خودم دروغ نگفتم و این باعث آرامشم در این دنیا می شود همیشه دلیلی منطقی برای خودم داشتم .

دیروزخانم حنیفی یکی از همکاران بازنشسته چند سال پیش آمده بود احوالپرسی نمی دانید چه با حسرت بما نگاه می کرد که خوشا به سعادتان  می توا نید مفید باشید همش می گفت بهترین سالهای کاریم با شما بوده همش بمن می گفت تو یکی از بهترین همکارانم بودی یک خاطره بد از تو ندارم تو چقدر خوبی .

می دانید چقدر احساس رضایت می کردیداگر از شما نمی گویم تعریف بلکه واقعیت خوب را بگویند این احساس رضایت باعث انبساط خاطر و آرامش فردخواهد شد من خودم چون سعی می کنم با دید مثبت به دنیا نگاه کنم بنظرم این شادی وعشق یکی از رموز موفقیت من در زندگیست .و خدا را شکر تا بحال کسی را ازخود دلگیر نکردم.

همیشه بیمارانم را نیز تشویق به مثبت اندیشی واینکه الان خدارا شکر کن توانستی با پای خودت برای درمان بیایی یا خدا را شکر درمانی هست یا خدارا شکر همراهان خوبی دارید که حامیت هستند.

 و خلاصه با توکل داشتن به نیرویی ماورائ همه (خدا)

می توان به همه چیز رسید اگر او بخواهد..............