آیا از ابر دلتنگ باران آیا از باران آیا از خدا تشکر شد بابت این بارش عشق و رحمت بر طبیعت بابت نوازشها ی عاشقانه باران با دنیای خشک وبی روحمان که دنیایمان راپر از عشق و لطف صفا کرده است................

 

آیا جای تشکر نداشت فقط یکبار از اینهمه نعمت که اگر نبود باید در تب بی عشقی و نوازش باران می سوختیم و تبدیل به بیابانی خشک ولم یزرع می شدیم چرا شاکر او و نعمات بیکرانش نیستیم !!!!!!!!!

 

چرا چشمانمان را باز نمی کتیم .............

چرا با خود آشتی نمی کنیم............

چرا عشق را در زیر پوست خود را نمی بینیم تا او را حس کنیم ........

 چرا چرا اینقدر از خود بیگانه شدیم و گوش به دل خود نمی سپاریم..........

چرا من با خود خود قهرم و تا کی قهر و تا کجا دوری ............

چرا عشق را به طعنه نسبت بد می دهید .........

 

آیا عاشق جز طلب مهر کاری دارد این کمال دوست داشتن است؟؟؟؟؟؟

آیا وقت شده با خود خلوتی عاشقانه داشته باشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا شده با خود در آینه سخن از عشق بگویید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

آیا خود پرورده آن کمال مطلق نیستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا وقت آن نشده با خود آشتی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟

اینهمه دوری و کینه تا کی اگر عشق باشد ............