امروز وبلاگ حمایت وکمک به بیماران سرطانی بیمارستان امام حسین (ع) www.helpthem.persianblog.ir

که نویسندگی آن را داشتم یک ساله شد در این یک سال خدا را شکرتوانستم کمک خوبی برای آموزش بیماران حین شیمی درمانی باشم در ضمن با این وبلاگ دوستان نیکوکاری پیدا کنم که ما را دراین راه بسیار یاری کرده اند در اینجا جا دارد به تر تیب این گروه نیکوکاری را معرفی کنم.

1-اقای حافظی   (مدیر سابق این مرکز)

2- خانم اکبروف (مدیریت پرستاری سابق)

3- آقای سپید نامه ( از همکاران رادیوتراپیست)

4- خانم ارجمند (مدیریت پرستاری )

5 -خانم ایزدی

6-خانم انصاری

7-خانم قاضی

8- خانم پریچهر

9- خانم غلام رضایی

10 – و..........

 

دوستان خوبم هیچ میدونید پشت هر کار موفقی حتما" کسانی بوده اند در زندگی همسر خوب داشتن . در کار همکاران خوب ودر نوشتن هم حتما" خواننده خوب .بیخود نیست خانم رولینگ نوسینده هری پاتر توانست 8 جلد کتاب موفق بنویسد و نویسنده بزرگی شود بیشتر موفقیتش را مدیون نوجوانان خواننده اش است جا دارد که از شما دوستانی که مشوق من در این کار بودید تشکر کنم.

 

دوست خوبم از اشتیاقت به این وبلاگ گفته بودی پس شما هم بدان این حتما" دو طرفه است یعنی اینکه منهم برای اینکه زودتر خانه بیایم و آپ شوم لحظه شماری می کنم ای تعریف کردن دیروز کار دستم داد یکی از خانمهای بیمار دیروز تا منو دید گفت تو دیشب کجا بودی ؟ یک لحظه به شوخی گفتم خوب معلومه در رختخواب مشغول خوابهای خوش نکنه توقع داشتی بیام پیش تو بخوابم خندید گفت: نه بابا دیشب پدرم در آمد تا توانستند بعد از10 بار سوراخ کردن ازمن رگ بگیر ند شما با یک اشاره راحت رگم را می گرفتی  ترا خدا یک کم از مهارتت را به آنها یاد بده. میدونید چی گفتم مثل معروفی است که دود از کنده پا میشه این علم را نمی توان یک روزه یاد داد بلکه با تمرین بالاخره اوهم استاد می شود .دیدم سرمش تمام شده وباید آنرا بکشم معمولا" ما درپایان درمان رگ را با 20 سی سی آب مقطر می شوریم تا دارو داخل عروق شستشو داده شود ولی ازبس از ما تعریف کردند با اینکه آب مقطر برده بودم یادم رفت شستشو بدم نمیدانید تا ظهر یادم که می افتاد از خنده روده بر می شدم که چطور جو گیر شده بودم.خلاصه این بنده حقیر اصلا" اهل وجنبه تعریف را ندارم دوست خوبم با ما خاکی باش.