دوست خوب تازه واردم

 اول من باید از شما تشکر کنم غم نامه و درد نامه من پرستاررا دنبال می کنی باور میکنی هر بار که از خاطراتم می گویم ناخوداگاه برای خودم اشک می ریزم که چه طاقتی داری اینهمه غصه و درد را تحمل کردی اصلا" راحت نیست از شغلم بگویم .در ضمن حق با شماست سعی می کنم از خدمات 21 ساله ام با اینکه حزن آور است بیشتر برایتان بگویم.

بطور کل حس می کنم که شغلم منو این همه مدت با اینهمه سختی ارضا کرده واین دوستی وعشق به همنوع در خدمتگزاری به بیمارانم آنجایی نمود پیدا می کند که آقای بیمار.......  بخاطر اینکه بامن راحت است و از چشمهای من احساس گناه و تنفر نمی بیند سوال می کند آیا می توانم بعداز شیمی درمانی با خانمم سکس داشته باشم می دانید چقدر احساس خوبی دارم که بیمارپرستارش را محرم می ببیند .

یا آن بیماری که بدنبال درگیری که با مادرش داشته او را به قتل رسانده همه او را طرد کردند حتی همسرش دو پسر بچه 3و 6 ساله اش را در بخش رها کرد و رفت کی بود که آن بیمار با شکستگی لگن با تراکشن را پرستاری کرد هیچوقت آن لحظه که پسر 3 ساله آن زندانی از چارچوب در باباش را دید ولی جرات اینکه نزدیکش شود را نداشت چون همه پدرش را جانی معرفی کرده بودند هر چه بود من با ملایمت و مهربونی آن کودک را به آغوش پدرش گذاشتم آن دو از یک طرف و من هم از سوی دیگر غرق اشک بودیم بنظر شما آشتی دادن دلها کار هر کسی است ........

یا آقای تیمور ....نمیدانم چرا هیچوقت همراه نداشت از گردن به پایین قطع نخاع بود بقول خانم حنیفی هر صبح مهتاب بالانس (اصطلاح کشتی ) و انواع پوزیشن ها و حمام روی تخت  می دادیم بدون اینکه خم به ابرو بیاوریم ............

یا بیمار فضل الله .... یک خیابانی که ماشین زده بود و پایش از چند جا شکسته بود روز اول اینقدر  سیاه وچرک بود که من با همکارم آقای سرابی لختش کردیم و با برس بجانش افتادیم و با خنده ورضایت تمیزش کردیم.........و مدت 6 ماه فقط به دلیل سماجت من در پرستاری و بهبود کامل او و پذیرش از آسایشگاه کهریزک راضی به ترخیص او شدیم مهمان ما بود.

یا آنجایی که بیمار را موقع شروع شیمی درمانی مضطرب و نگران می بینی و تازه باید سخت ترین کار رگ گرفتن راباید حدسی آنهم از نوع لمس مستقیم عروق طوری بگیری که بجای ناراحتی بیمار لبخند بزند و این حاصل نمی شود جز احساس نزدیکی و درک متقابل او.

 خدا را شاهد می گیرم که هدفی جز عشق و ایثار و کمک به بیمارانم را ندارم میدونی این خلوص نیت من چقدر در زندگیم عامل پیشرفت خود و خانواده ام بوده است..