بیماری می گوید : وقتی اطرافیانم ؛ یا دوستانی که خودشان شیمی درمانی کرده بودند به من زنگ می زدند ، خیلی خوشم نمی آمد . ولی بعد دیدم همین تلفن ها و صحبت ها آرامم می کند . حال هم اگر بفهمم کسی می خواهد شیمی درمانی را شروع کند ، خودم پیشقدم می شوم و با او حرف می زنم . به او می گویم این عوارض گذرا هستند و بعد از مدتی همه چیز به حالت اول بر می گردد .

شاید اگر کسی خودش این دوره ها را تجربه نکرده باشد ، خیلی متوجه سختی شرایط این بیماران نباشد .

از زبان بیمار دیگری میشنوم که می گوید : یکی دوجلسه اول واقعاً وحشتناک بود . حالت تهوع خیلی شدید ، خونریزی از لثه و بینی ، سرگیجه و بی حالی ، کبودی ناخن ها و خشک شدن پوست . اما دوره های بعدی راحت تر بود و آقای ...... که از بیماران این مرکز بودند و در بخش حضور فعال داشتند خیلی به من کمک کردند تا از این دوره ها را بگذرانم .

وقتی بیماری درباره گذاشتن پروتز سینه سوال می کند ؛؛ دکترش می گوید : من گذاشتن پروتز سینه را در همان جراحی اول توصیه نمیکنم . چون ممکن است به شیمی درمانی نیاز داشته باشید و این پروتز مشکل ساز می شود . نظر شخصی من این است که بهتر است بعد از اتمام جلسات شیمی درمانی برای گذاشتن پروتز( سینه مصنوعی ) اقدام کرد . 

 حالا چطور زندگی میکنی ؟ با سرطان ؟

مثل بقیه آدمها ، مثل خود شما در حال خواندن این نوشته ای !!!

بیماری در آن گوشه اتاق می خندد .... مثل اینکه از آن بالا همسرش به او چشمک زده که دوستش دارد . بعد از صدای خنده های ملیحش شروع میکند به تعریف کردن . دو تا نوه دارم . یکی از دخترم و یکی از پسرم .         می برمشان پارک و با هم بازی می کنیم . توی خانه پا به پای همسرم کارها را انجام می دهیم و مشکلی نداریم . البته او رعایت مرا می کند و نمی گذارد کارهای سنگین تر را من بکنم . می گوید اینها باشد سهم من . ولی زندگی من خیلی عادی و مثل بقیه است .


بیمار دیگری می گوید : بالاخره زندگی ادامه دارد و من هم میخواهم زنده و سالم باشم تا فداکاری های همسرم را جبران کنم . او در این مدت خیلی به من محبت کرد . دختر 15 ساله ام هم به من کمک می کند .

بعضی افراد سوالات عجیبی می کنند . مثلاً می پرسند 5  سال بعد از شیمی درمانی می توانم موهایم را رنگ کنم . فلان چیز را بخورم . برایم ضرر ندارد ، می توانم ورزش کنم  و دکتر با خنده می گوید سرطان داشتید ، درمانش کردید و تمام شد . حالا بروید زندگی تان را بکنید . درمان سرطان سینه طوری شده است که دیگر نمی گویند سرطان دارد ؛ می گویند سرطان داشت .

و باید بدانید که نباید زندگی را با این دلهره و اضطراب خراب کنید که نکند دوباره برگردد . هر زمان برگشت ، دویاره اقدام می کنید . ولی حالا زندگی تان را بکنید . چه کسی می تواند مطمئن باشد که الان یک سرطان تشخیص نداده در بدنش ندارد ؟