دلم برای کسی تنگ است
که اشک های کودکانه اش را
شب ها
میان تنهایی سرد اتاق رنگارنگش
با پاییز تقسیم میکند
... و هر روز که موهایش میریزد
معنای پاییز را از
قلب
من
از قلب
تو
از قلب ما
با باران اشک های مخفیانه اش
پنهان میکند
که مبادا
مادرش، پدرش
و ما
تعبیر باران های پاییزی باشیم
و گاهی ما چه بی رحمانه
در پاییز از روی برگ ها رد میشویم
و احساس شاعرانگی
از خورد شدن برگ ها داریم
و گاهی ما چقدر
ماتیم.

احمد فیاض